تبليغاتX
ماه من غصه نخور

ماه من غصه نخور

رفتی و رفت با تو شوق ترانه از دل

طول زمان بکاهد زین داغ تازه مشکل

دوران همنشینی خوش بود با تو ای یار

بی تو عجب خموش است این شهر و کوی و منزل

عشقت به زندگانی بود آنچنان که گشتی

از ظلم و جور دوران بر عاشقان تو غافل

آن دم که با تو بگذشت سرشار از صفا بود

روزی که بی تو سر شد بی لطف و پوچ و باطل

کشتی عمر من را بودی تو ناخدا حال ...

این زورق شکسته چون میرسد به ساحل؟

من بر هوس گرفتار تو مهربان و هشیار

من بس اسیر احساس تو چاره ساز و عاقل

من آتشی بلا خیز تو بحر ژرف و آرام

من مست شور و عصیان تو باوقار و کامل

یادت همیشه خوش باد نامت همیشه بر لب

باشد مرا جمالت پیوسته در مقابل

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت0:42توسط ماه من | |

ای کهنه می به مستی دیرینه ات قسم

ای صاف تر ز آینه بر سینه ات قسم

ای تک سوار عشق به صحرای همدلی

سرمایه دار عمر به پیشنه ات قسم

ای روشن از صفای دلت خانه ی دلم

ای مایه ی نشاط بر آینه ات قسم

ای یار از همیشه به پیشم عزیزتر

بر حرمت دعای هر آدینه ات قسم

ای بر مریض عشق تو تنها دوای درد

ای یار من به یاری دیرینه ات قسم

ای آیت و نشاط به بازار دوستی

می خواهمت به قدمت گنجینه ات قسم

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت14:57توسط ماه من | |